اگر از برنامه ریزی غافل شوی، در واقع داری برای شکست خوردن برنامه ریزی میکنی!
-بنجامین فرانکلین-
استراتژی معاملاتی به معنی وارد شدن به بازار مالی با یک برنامه مشخص و اصولی است. خیلی از افرادی که تازه وارد بازارهای مالی مثل بورس، فارکس یا ارز دیجیتال میشوند، فکر میکنند تریدرهای موفق حس ششم قوی یا یک شانس خوب دارند، اما این درست نیست.
پشت هر معامله گر موفق یک نقشه راه مشخص وجود دارد که فرد بر اساس آن معاملاتش را پیش میبرد. بدون چنین سیستمی، حتی با تحلیل قوی هم دیر یا زود احساساتی مثل ترس، طمع یا عجله، تصمیم گیری را از دست شما خارج میکند و همین موضوع، مسیر بسیاری از معامله گران تازه کار را به سمت ضررهای پشت سر هم میکشاند.
استراتژی معاملاتی یعنی یک مجموعه قانون مشخص و از پیش تعیین شده است که به شما میگوید چه زمانی وارد یک معامله شوید، چه زمانی از آن خارج شوید و چقدر سرمایه در هر معامله به خطر بیندازید. به بیان دیگر، استراتژی معاملاتی نقشه راه شما است. نقشهای که باید پیش از ورود به بازار آماده کنید.
حالا بیایید ببینیم این مفهوم چه تفاوتی با حدس زدن یا تحلیل لحظهای دارد. وقتی کسی بدون برنامه وارد بازار میشود، معمولا بر اساس یک خبر، یک احساس ناگهانی یا حرف یک نفر دیگر تصمیم میگیرد. این کار بیشتر شبیه شرط بندی است تا معامله کردن واقعی! اما کسی که استراتژی دارد، از قبل میداند در چه شرایطی وارد بازار میشود، چقدر ریسک میکند و کجا باید معامله را ببندد. این یعنی تصمیمها بر اساس منطق و آمار گرفته میشوند.
ویژگی های یک استراتژی معاملاتی قوی
یک استراتژی معاملاتی عالی باید بتواند با تمام شرایط شما سازگار باشد و به شما نشان دهد چه زمانی چکار کنید. یک استراتژی عالی ویژگیهای زیر را دارا است:
مهمترین ویژگی یک استراتژی مشخص کردن دقیق زمانی است که باید وارد یک معامله شوید. این شرایط میتوانند بر اساس تحلیل تکنیکال مثل عبور قیمت از یک خط روند، برخورد به سطح حمایت یا مقاومت، یا سیگنال یک اندیکاتور خاص باشند. نکته مهم این است که این شرایط باید از قبل و بدون هیچ ابهامی تعریف شده باشند تا در لحظه هیجان، تصمیم اشتباه نگیرید.
تعیین نقطه خروج هم در معاملات سودده و هم ضررده مهم است و باید در استراتژی لحاظ شوند. حد ضرر یا همان استاپ لاس قیمتی است که اگر بازار به آن برسد، معامله به صورت خودکار بسته میشود تا از ضرر بیشتر جلوگیری شود.
حد سود هم نقطهای است که در آن معامله را میبندید و سود خود را برداشت میکنید. بسیاری از معاملهگران حرفهای از نسبت ریسک به ریوارد استفاده میکنند، مثلا نسبت یک به دو، یعنی حاضرند یک واحد ریسک کنند تا دو واحد سود بگیرند.
این بخش شاید مهمترین بخش استراتژی باشد، چون تعیین میکند در هر معامله چه میزان از سرمایهتان را وارد میکنید. قاعده معروفی در بین معاملهگران وجود دارد که میگوید نباید در هیچ معاملهای بیشتر از یک تا دو درصد کل سرمایه خود را به خطر بیندازید. این کار باعث میشود حتی اگر چند معامله پشت سر هم ضررده باشند، کل سرمایهتان از بین نرود.
هر استراتژی باید مشخص کند برای چه بازه زمانی طراحی شده است. آیا برای معاملات چند دقیقهای (اسکالپینگ) است، یا برای نگهداری چند روزه و چند هفتهای. همچنین باید مشخص باشد این استراتژی برای چه بازاری مناسبتر است. بورس، فارکس یا ارز دیجیتال، چون رفتار قیمت در هر بازار متفاوت است.
حتی بهترین استراتژی هم بدون پایبندی و انضباط، بیفایده است. این جز یعنی معاملهگر متعهد شود دقیقا طبق قوانینی که خودش نوشته عمل کند و اجازه ندهد ترس یا طمع تصمیمش را تغییر دهد. ثبت معاملات و بازبینی مداوم عملکرد نیز بخشی از همین انضباط است.
نمونه ای از اجرای یک استراتژی معاملاتی
انتخاب یک استراتژی معاملاتی، شبیه انتخاب کفش است. چیزی که برای یک نفر عالی است، ممکن است برای دیگری اصلا مناسب نباشد.
اولین چیزی که باید هنگام انتخاب یک استراتژی در نظر بگیرید، تناسب با شخصیت و میزان ریسکپذیری شما است. اگر آدمی هستید که با دیدن نوسان زیاد قیمت استرس میگیرید، استراتژیهای پرریسک و کوتاه مدت مثل اسکالپینگ برایتان مناسب نیست و بهتر است سراغ روشهایی با خطر کمتر بروید.
زمانی که واقعا در طول روز در اختیار دارید نیز مهم است. کسی که شغل تمام وقت دارد و نمیتواند لحظه به لحظه چارت را زیر نظر بگیرد، باید سراغ استراتژیهایی برود که نیاز به بررسی مداوم ندارند، مثل معاملات میان مدت یا نوسان گیری هفتگی، نه استراتژیهایی که هر دقیقه باید جلوی صفحه باشید.
مهمترین عامل انتخاب یک استراتژی معاملاتی سابقه و شفافیت عملکرد استراتژی است. قبل از اینکه پول واقعی وارد یک استراتژی کنید، باید ببینید آیا این روش روی دادههای گذشته بازار آزمایش شده یا نه؛ به این کار در اصطلاح بک تست میگویند، یعنی سنجیدن عملکرد یک استراتژی بر اساس اطلاعات تاریخی قیمت. همچنین وجود آمار واقعی از معاملات انجام شده، اعتبار بیشتری به استراتژی میدهد.
اگر قصد دارید یک استراتژی معاملاتی برای خود بچینید باید بدانید که از چه اشتباهاتی دوری کنید. مواردی که در ادامه توضیح میدهیم رایجترین اشتباهاتی هستند که یک تریدر انجام میدهد:
خیلی از افراد تازه کار، استراتژی یک معاملهگر موفق یا یک کانال آموزشی را عینا کپی میکنند، بدون اینکه بدانند این استراتژی چرا و چگونه کار میکند. مشکل اینجا است که هر استراتژی برای شخصیت، سرمایه و میزان ریسک پذیری فرد سازندهاش طراحی شده و وقتی بدون درک منطق پشت آن اجرا شود، در اولین دوره ضرر، فرد اعتمادش را از دست میدهد و آن را رها میکند.
این اشتباه که به اورفیتینگ یا کرو فیتینگ نیز معروف است، زمانی رخ میدهد که فرد آنقدر قوانین استراتژی را روی دادههای قدیمی بازار تنظیم میکند تا نمودار نتایج بک تست بی نقص به نظر برسد. مشکل این است که این استراتژی فقط نویز و اتفاقات تصادفی گذشته را حفظ کرده و توجهی به الگوی واقعی بازار ندارد. به همین دلیل در بازار واقعی و آینده معمولا شکست میخورد.
بعضی افراد فکر میکنند هرچه تعداد اندیکاتورها و قوانین بیشتر باشد، استراتژی دقیقتر میشود. اما همیشه این چنین نیست. هر چه قوانین بیشتر و پیچیدهتر شوند، اجرای آنها سختتر و احتمال خطای انسانی بیشتر میشود. یک استراتژی خوب باید آنقدر ساده باشد که بتوانید منطق آن را در یک جمله توضیح دهید.
خیلی از استراتژیها فقط روی کجا وارد شوم تمرکز دارند و بخش مدیریت سرمایه و حد ضرر را کنار میگذارند یا کم اهمیت میدانند. نتیجه این اشتباه، حتی با وجود سیگنالهای ورود درست، از بین رفتن سرمایه در بلندمدت است، چون یک یا چند ضرر بزرگ میتواند سود چندین معامله موفق را از بین ببرد.
یکی از رایجترین اشتباهات، رها کردن استراتژی بعد از دو یا سه معامله ضررده و رفتن سراغ روش جدید است. هیچ استراتژی صد در صد برنده نیست و ضرر بخشی طبیعی از هر سیستم معاملاتی است. تغییر مداوم استراتژی باعث میشود فرد هیچوقت فرصت نکند آماری واقعی از عملکرد بلندمدت یک روش به دست بیاورد.
تا اینجا فهمیدیم ساخت یک استراتژی معاملاتی خوب از صفر، کار سادهای نیست و نیاز به دانش، آزمایش و صرف زمان زیادی دارد. اینجا است که مفهومی به نام استراتژی سنتر یا مرکز استراتژی به کمک تریدرها میآید.
استراتژی سنتر رویال کلاب در واقع مجموعهای از استراتژیهای مختلف معاملاتی است که از قبل طراحی، آزمایش و دسته بندی شدهاند تا کاربران بتوانند به جای شروع از نقطه صفر، از میان گزینههای متنوع، مناسبترین را انتخاب کنند.
طراحی یک استراتژی از صفر معمولا ماهها آزمون و خطا میطلبد، اما با دسترسی به استراتژیهای آماده، عملا از تجربه دیگران استفاده میکنید. این استراتژیها معمولا بر اساس بازه زمانی، نوع بازار، میزان ریسک و سبک معاملاتی دسته بندی شدهاند، به همین دلیل پیدا کردن گزینه مناسب بسیار سادهتر از طراحی یک روش تازه است.
با استفاده از فیلترهای این مجموعه بر اساس ریسک پذیری، زمان در دسترس و سطح تجربه، میتوانید استراتژیهایی پیدا کنید که واقعا با شرایط شما همخوانی دارند. بدین شکل از همان ابتدا با روشی هماهنگ با شخصیت و شرایط خودتان وارد بازار میشوید.
استراتژی معاملاتی در واقع از قوانین مشخص برای ورود، خروج و مدیریت ریسک است. داشتن چنین سیستمی، شما را از تصمیمهای احساسی مثل FOMO یا انتقام گیری از بازار دور نگه میدارد و نتایج را در بلندمدت باثباتتر میکند. انتخاب استراتژی مناسب باید متناسب با شخصیت، زمان در دسترس و ریسک پذیری خودتان باشد. هنگام استفاده از ساختن یک باید مراقب اشتباهاتی مثل پیچیده کردن بیش از حد یا تنظیم بیش از اندازه روی دادههای گذشته باشید و همچنین از دیگران کپی نکنید.
نیازی نیست همه چیز را از صفر بسازید با ابزاری مثل استراتژی سنتر میتوانید استراتژی متناسب با شرایط خودتان را پیدا کنید. اما یادتان باشد، هیچ استراتژی بدون انضباط در اجرا به نتیجه نمیرسد.