دبیر کمیته فشن بریکس در ایران: اقتصاد خلاق ۶ درصد از تولید ناخالص جهانی را تشکیل میدهد؛ پروژه «هناس» نخستین پروژه مد و توسعه پایدار در ایران است.
به گزارش صنعت مالی، اقتصاد خلّاق نزدیک به ۶ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل میدهد، اما ایران با وجود پیشینه فرهنگی غنی در حوزه پوشش، از این بازار بزرگ بیبهره مانده است. خاتون شهبازی، دبیر کمیته فشن بریکس در ایران، در گفتوگو با صنعت مالی از تشکیل کمیتههای تخصصی زنان در بریکس و اجرای نخستین پروژه مد و توسعه پایدار در ایران با محوریت بازیافت ضایعات پارچه و اشتغالزایی زنان خبر داد.
در ادامه پرونده ویژه معرفی بانوان کارآفرین و فعالان حوزه اقتصاد خلاق، گفتوگویی با خاتون شهبازی، دبیر کمیته فشن بریکس در ایران و فعال حوزه مد پایدار و کارآفرینی اجتماعی، انجام شده است. وی دانشآموخته مدیریت دانشگاه تهران است و فعالیت خود را از طریق مؤسسه «چیامد» و با همکاری مادرش چیا جبری آغاز کرده و تاکنون پروژههای متعددی در حوزه کارآفرینی فرهنگی، اشتغالزایی زنان و مد پایدار اجرا کرده است. در این مصاحبه، ابعاد مختلف فعالیتهای وی در حوزه صنایع خلاق، بریکس، مد پایدار و اقتصاد چرخشی بررسی شده است.
صنعت مالی: در مبحث اقتصاد خلاق؛ چگونه سرمایه های فرهنگی ایران به ارزش اقتصادی تبدیل میشود؟
شهبازی: مدتها است که اقتصاد خلاق به یکی از حوزههای مهم تجارت جهانی تبدیل شده است؛ بااینحال، برخورداری از میراث فرهنگی و ظرفیتهای هنری بهتنهایی به معنای کسب سهم از این بازار نیست. برآورد آنکتاد (کنفرانس تجارت و توسعه ملل متحدکنفرانس تجارت و توسعه ملل متحد) نشان میدهد صادرات جهانی خدمات خلاق در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱.۷ تریلیون دلار و صادرات کالاهای خلاق به حدود ۷۰۹ میلیارد دلار رسیده است. این ارقام، ارزش تجارت بینالمللی کالاها و خدمات خلاق را نشان میدهند، نه کل ارزش اقتصاد خلاق جهان.
ایران با برخورداری از تنوع فرهنگی، هنرهای بومی، صنایع دستی و ظرفیتهای طراحی و مد، امکان توسعه فعالیتهای اقتصادی مبتنی بر خلاقیت را دارد؛ اما تبدیل این ظرفیت به کسبوکار، بازار و درآمد پایدار، مستلزم توسعه زیرساختهای تجاری و ارتباط با بازارهای داخلی و بینالمللی است. خاتون شهبازی، استراتژیست و توسعهدهنده اکوسیستم صنایع خلاق و دبیر کمیته فشن بریکس در ایران، در این گفتوگو از شکاف میان سرمایه فرهنگی و ارزش اقتصادی، تجربههای سیپال و هناس و فرصتهای همکاری بینالمللی برای توسعه اقتصاد خلاق ایران میگوید.
صنعت مالی: اقتصاد خلاق چه ظرفیتی برای اقتصاد ایران دارد و چرا باید آن را جدی بگیریم؟
شهبازی: اقتصاد خلاق را نباید صرفاً مجموعهای از فعالیتهای فرهنگی و هنری دانست. در این حوزه، خلاقیت، دانش، طراحی، هویت فرهنگی و مالکیت فکری به عواملی برای خلق ارزش اقتصادی تبدیل میشوند. محصول نهایی ممکن است یک لباس، یک انیمیشن، صنایع دستی یا یک خدمت خلاق باشد؛ اما ارزش آن فقط به مواد اولیه و هزینه تولید محدود نیست. طراحی، داستان محصول، هویت برند و تمایزی که برای مخاطب ایجاد میکند نیز در ارزش اقتصادی آن نقش دارند.
به نظر من، ایران باید اقتصاد خلاق را از حاشیه سیاستهای فرهنگی به متن برنامهریزی اقتصادی بیاورد. البته داشتن میراث فرهنگی غنی بهتنهایی مزیت رقابتی ایجاد نمیکند. زمانی این ظرفیت به مزیت اقتصادی تبدیل میشود که بتوانیم آن را به محصول، برند و بازار متصل کنیم و برای آن مسیر توسعه کسبوکار تعریف کنیم.
صنعت مالی: با وجود ظرفیت فرهنگی ایران، چرا هنوز نتوانستیم از این سرمایه به اندازه کافی، ارزش اقتصادی ایجاد کنیم؟
شهبازی: مسئله اصلی را صرفاً کمبود خلاقیت یا محصول نمیدانم؛ به نظرم شکاف مهمتر، میان تولید خلاق و توسعه بازار است.
برای مثال، در حوزه مد و پوشاک ایران، تنوع فرهنگی بسیار گستردهای داریم. پوشش، نقشمایهها، صنایع دستی و تکنیکهای بومی در مناطق مختلف کشور، هرکدام هویت و روایت خاص خود را دارند. این تنوع میتواند منشأ طراحی محصولاتی متمایز باشد؛ محصولاتی که فقط برای بازار داخلی طراحی نشدهاند و امکان معرفی به بازارهای دیگر را نیز دارند.
اما تبدیل این ظرفیت به بازار، به چیزی فراتر از تولید یک محصول زیبا نیاز دارد. باید مشتری را بشناسیم، تقاضای بازار را بررسی کنیم، جایگاه محصول و برند را مشخص کنیم، حقوق مالکیت فکری را جدی بگیریم و درباره قیمتگذاری، شیوه عرضه و مسیر توسعه بازار تصمیم بگیریم.
محدودیتهای بینالمللی و تحریمها نیز بر دسترسی کسبوکارهای ایرانی به بازارها و همکاریهای خارجی اثر گذاشتهاند. بااینحال، توسعه اقتصاد خلاق فقط به رفع این محدودیتها وابسته نیست؛ ما به تقویت توان تجاری خودمان هم نیاز داریم.
به نظر من، اگر محصولات خلاق نتوانند به برند، بازار و مدل کسبوکار متصل شوند، ظرفیت فرهنگی آنها به ارزش اقتصادی پایدار تبدیل نخواهد شد. بنابراین به جای تمرکز صرف بر تولید و معرفی آثار، باید به توسعه زنجیرهای از فعالیتها فکر کنیم که خلاقیت را به تقاضای واقعی بازار پیوند میدهد.
صنعت مالی: تجربه شما در توسعه اکوسیستم مد و صنایع خلاق چه نقشی در این نگاه داشته است؟
شهبازی: طی سالها فعالیت بهعنوان توسعهدهنده اکوسیستم صنایع خلاق، تمرکز من بر این بوده است که چگونه ظرفیتهای پراکنده طراحان، هنرمندان و کسبوکارهای کوچک را به یک شبکه منسجم و مولد ارزش اقتصادی تبدیل کنیم. از این منظر، توسعه اکوسیستم صرفاً به معنای برگزاری رویداد یا ارائه آموزش نیست؛ بلکه ایجاد پیوند میان استعداد، دانش، شبکهسازی حرفهای، توسعه برند و دسترسی به بازار است.
جشنواره سی پال (جشنواره اینترنتی مد و لباس) نمونهای از این رویکرد بود. سی پال را بهعنوان بستری برای توسعه اکوسیستم مد ایران طراحی کردیم؛ جریانی ساختاریافته که هدف آن صرفاً معرفی آثار نبود، بلکه توسعه آموزش، برندسازی، ایجاد فرصتهای فروش، شبکهسازی و ارتقای ظرفیت حرفهای فعالان حوزه مد و پوشاک را دنبال میکرد. در سه دوره نخست جشنواره، بیش از دو هزار نفر شرکت کردند و نزدیک به ۱۱ هزار و ۵۰۰ اثر به جشنواره رسید. استفاده از بستر آنلاین نیز امکان مشارکت و دیدهشدن طراحان و هنرمندان از نقاط مختلف کشور را گسترش داد.
از نگاه من، توسعه اکوسیستم زمانی معنا پیدا میکند که خلاقیت از سطح استعداد و تولید اثر فراتر برود و از طریق آموزش، شبکههای حرفهای و دسترسی به بازار، زمینه شکلگیری و رشد کسبوکار را فراهم کند.
صنعت مالی: پروژه هناس (اولین پروژه مد و محیط زیست در ایران) چگونه میان خلاقیت، پایداری و کارآفرینی اجتماعی ارتباط برقرار کرد؟
شهبازی: هناس پروژهای در حوزه بینالمللی صنایع خلاق است که در نقطه پیوند مد، هنر، محیط زیست و کارآفرینی اجتماعی شکل گرفته است. محور فعالیت آن، استفاده مجدد از ضایعات نساجی و تبدیل آنها به محصولات جدید، با رویکرد اقتصاد چرخشی و ایجاد فرصتهای اشتغال پایدار، بهویژه برای زنان، است.
در پروژه هناس، با استفاده از پارچه ها و ملزومات دور ریز صنعت پوشاک، محصول جدید تولید میشود.
اهمیت هناس در این است که به ایده یا فعالیت هنری محدود نمانده، بلکه به یک پروژه اجرایی در حوزه مد پایدار تبدیل شده است؛ پروژهای که تلاش میکند میان خلاقیت و طراحی، پاسخ به یک مسئله محیطزیستی و ایجاد ارزش اقتصادی ارتباط برقرار کند.
این تجربه در عرصه بینالمللی نیز دستاورد داشته است. هناس در یک رویداد بینالمللی مرتبط با بریکس، با حضور حدود هزار نفر از ۳۰ کشور، به مرحله نهایی راه یافت و برای معرفی طرح به سرمایهگذاران و بررسی امکان جذب سرمایه دعوت شد. این دستاورد، ظرفیت یک تجربه بومی ایران را در پیوند دادن صنایع خلاق، اقتصاد چرخشی و اشتغال پایدار در سطح بینالمللی مطرح کرد.
از نظر من، هناس نشان میدهد که صنایع خلاق میتوانند همزمان به خلق محصول، پاسخگویی به مسائل محیطزیستی و ایجاد فرصتهای اقتصادی بپردازند؛ مشروط بر آنکه خلاقیت، طراحی و مسئولیت اجتماعی با یک مدل کسبوکار و شناخت بازار همراه شوند.
صنعت مالی: بریکس، چه فرصتهایی برای توسعه بازار و همکاری بینالمللی صنایع خلاق ایران ایجاد میکند؟
شهبازی: اهمیت بریکس برای من در ظرفیت آن برای ایجاد ارتباط میان فعالان اقتصادی و گسترش همکاری میان کشورهاست. در چارچوب ائتلاف کسبوکار زنان بریکس، گروه صنایع خلاق به دنبال تقویت مشارکت و همکاری در حوزههایی مانند هنر، فیلم، موسیقی، طراحی و مد است. این ساختار میتواند زمینهای برای گفتوگو، شناسایی ظرفیتهای مشترک و توسعه طرحهای همکاری فراهم کند.
اما باید بین ظرفیت بالقوه این سازوکار و نتیجه اقتصادی تحققیافته تفاوت قائل شویم. صرف حضور در یک شبکه بینالمللی به معنای دسترسی تضمینشده به بازار یا تحقق صادرات نیست. برای آنکه این ارتباطات به فرصت اقتصادی تبدیل شوند، باید آنها را به اقدامهای مشخص پیوند داد؛ از جمله شناسایی بازار هدف، شناخت سلیقه و نیاز مشتریان، معرفی ظرفیتهای تولیدی و طراحی، ایجاد ارتباط میان شرکتها و بررسی امکان همکاری تجاری.
در حوزه مد و صنایع خلاق، دیپلماسی فرهنگی میتواند نقطه شروع خوبی باشد؛ زیرا محصول فرهنگی معمولاً حامل داستان، هویت و دانش بومی است. اما نمایش این هویت باید بتواند به یک پیشنهاد تجاری قابل فهم برای بازار مقصد تبدیل شود.
به اعتقاد من، بریکس میتواند یکی از مسیرهای توسعه ارتباطات اقتصادی و فرهنگی ایران باشد، به شرط آنکه فعالیتها از سطح نشست و معرفی ظرفیتها فراتر بروند و به پروژههای قابل اجرا و همکاریهای مشخص برسند.
صنعت مالی: برای اینکه اقتصاد خلاق ایران در آینده سهم بیشتری از بازار به دست آورد، چه تغییراتی ضروری است؟
شهبازی: به نظرم سه اولویت باید همزمان دنبال شود:
اول، توسعه توان کسبوکار در میان فعالان خلاق است. خلاقیت و توان طراحی ضروریاند، اما برای رشد و ماندگاری در بازار، مهارتهایی مانند شناخت مشتری، برندسازی، قیمتگذاری، مدیریت مالی، بازاریابی و حفاظت از مالکیت فکری نیز لازماند.
دوم، تقویت زیرساختهای توسعه بازار است. کسبوکارهای خلاق باید بتوانند به شبکههای حرفهای، مسیرهای فروش، اطلاعات بازار و فرصتهای همکاری دسترسی پیدا کنند. این موضوع هم برای بازار داخلی و هم برای حضور بینالمللی اهمیت دارد.
سوم، توسعه همکاری میان بخشهای مختلف اکوسیستم است؛ از کسبوکارها و نهادهای تخصصی تا شبکههای بینالمللی و سیاستگذاران. اقتصاد خلاق زمانی رشد میکند که تولید، طراحی، آموزش، حمایت حقوقی و توسعه بازار بهصورت جداگانه عمل نکنند و ارتباط مؤثری میان آنها برقرار شود.
من آینده اقتصاد خلاق ایران را صرفاً در حفظ میراث فرهنگی یا افزایش تعداد محصولات نمیبینم. فرصت اصلی آن است که بتوانیم سرمایه فرهنگی و خلاقیت را به برندهای متمایز، کسبوکارهای پایدار، اشتغال و بازارهای گستردهتر تبدیل کنیم.
مسئله اقتصاد خلاق ایران کمبود فرهنگ و خلاقیت نیست؛ چالش اصلی، تبدیل این سرمایه به ارزش اقتصادی است. اگر بتوانیم این فاصله را با توسعه کسبوکار، شناخت بازار و همکاریهای مؤثر پر کنیم، صنایع خلاق میتوانند به یکی از مسیرهای مهم تنوعبخشی به اقتصاد و ایجاد فرصت برای نسل جدید کارآفرینان تبدیل شوند.