در یادداشتی از علی ظاهری بیرگانی، این پرسش مطرح شده است: آیا سیاستگذار ایرانی پیش از آنکه انتقال هزینه به یک دور تازه تورمی و فرسایش بیشتر تابآوری اجتماعی منجر شود، بهموقع تصمیم خواهد گرفت؟
به گزارش صنعت مالی، کانال تلگرامی «اقتصاد راهبردی» با انتشار یادداشتی از علی ظاهری بیرگانی، به تحلیل نسبت میان دو مفهوم «تحمیل» و «تحمل» در مواجهه اقتصاد ایران با شوکهای خارجی، بهویژه شوک احتمالی تنگه هرمز، پرداخته است. متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:

اقتصاد راهبردی میگوید: مهمتر از تحمیل، تحمل است.
وقتی میگوییم «بانکهای بزرگ جهانی منتظر افزایش نرخ بهرهاند» یعنی پیشبینیشون اینه که فدرالرزرو نرخ را بالا میبرد، دلیل این چرخش هم فقط بالاتر ماندن تورم آمریکا نیست؛ جهش قیمت نفت، ماندگاری شوک هرمز، اثرات دور دوم تورمی و تثبیت انتظارات تورمی را جدی کرده و فضای Fed برای صبر کردن محدود تر شده.
پس متغیر اصلی قیمت نفت صرفاً نیست؛ ماندگاری شوک است: اگر شوک هرمز آنقدر دوام بیاورد که نرخهای بهره برای مدت بیشتری بمانند، اثر آن از بازار انرژی به وام مسکن، سرمایهگذاری، بازار سهام، بدهی دولت، دلار و هزینه تأمین مالی جهانی سرایت میکند. یعنی یک اختلال جغرافیایی در یک گلوگاه به یک شوک جهانی مالی تبدیل شود. اما از منظر اقتصاد راهبردی، برای ایران «تحمیل» و «تحمل» هر دو مهماند؛ و چهبسا «تحمل» مهمتر.
مسئله فقط هزینهای نیست که این شوک به بیرون تحمیل میکند؛ مسئله مهمتر، جلوگیری از بازگشت همان شوک به داخل و افزایش ظرفیت تحمل اقتصاد ایران است.
وقتی افزایش قیمتهای جهانی و نرخ ارز از مسیر قیمتگذاری مواد اولیه و کالاهای پایه در بورس کالا به زنجیره تولید و سپس سفره مردم منتقل میشود، شوک خارجی به افزایش هزینه تولید، تورم و کاهش قدرت خرید خانوارها سرایت میکند؛ آمارهای تورمی این را اثبات میکند.
اینجاست که کیفیت سیاستگذاری تعیینکننده میشود: اهرم خارجی زمانی ارزش راهبردی دارد که هزینه بازگشتی آن به جامعه مهار شود. در غیر این صورت، بخشی از فشاری که قرار است به رقیب منتقل شود، از مسیر تورم و معیشت به داخل بازمیگردد و همان متغیری را فرسوده میکند که در این نبرد طولانی حیاتی است: تابآوری جامعه.
در یک نبرد فرسایشی، سؤال فقط این نیست که «چقدر میتوان به طرف مقابل هزینه تحمیل کرد»؛ سؤال مهمتر این است که «خودمان تا چه اندازه میتوانیم هزینه را تحمل کنیم؟»
پرسش اکنون این است:
آیا سیاستگذار ایرانی پیش از آنکه این انتقال هزینه به یک دور تازه تورمی و فرسایش بیشتر تابآوری اجتماعی منجر شود، بهموقع تصمیم خواهد گرفت؟
من فعلاً نشانه روشنی از چنین چرخشی در سیاستگذاری نمیبینم.
علی ظاهری بیرگانی
۲۵ شهریور ۱۴۰۵ | تهران