یک کارشناس بازار سرمایه، درباره واگذاری نظارت پلتفرمهای طلا به سازمان بورس گفت: این اقدام گامی مثبت است، اما موفقیت آن تنها در صورتی ممکن است که نظارتها واقعی، مستمر و سختگیرانه باشد.
پیام الیاس، کارشناس بازار سرمایه، در گفتوگو با صنعت مالی، در تحلیل خبر موافقت بانک مرکزی با واگذاری اختیار نظارت بر پلتفرمهای خرید و فروش طلا به سازمان بورس، گفت: پس از انتشار این خبر، طی هفتههای آینده باید منتظر تأییدها و تکذیبهای فراوان باشیم و احتمالاً پلتفرمهای طلا مقاومت شدیدی در برابر این تغییر نشان خواهند داد. دلیل این مقاومت هم روشن است؛ در سالهای گذشته وقتی از آنها درباره مجوز فعالیتشان سؤال میشد، میگفتند حدود ۷۰ مجوز دارند؛ از جمله مجوز پلیس، مجوز امنیت اقتصادی و مجوزهای متعدد دیگر. اما اصلیترین مجوز آنها، مجوز صنف رایانهای بود و فعالیتشان زیر نظر این صنف انجام میشد.
این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: این وضعیت باعث شد پلتفرمها به سرعت به سمت توسعه حرکت کنند؛ از سریالهای نمایش خانگی گرفته تا بیلبوردهای شهری، تبلیغات بنری در سایتها و تبلیغات گسترده در فضای مجازی و حقیقی به سمت معرفی و تبلیغ پیش رفتند. اگرچه ممکن است این پلتفرمها رتبه اول تبلیغات را نداشته باشند، اما بدون شک در رتبه دوم قرار داشتند. وقتی تبلیغات تا این حد گسترده میشود، دیگر نمیتوان تخمین زد چه تعداد از مردم در این بازار حضور دارند، چه حجم پول در گردش است، و چه میزان معاملات و ورود و خروج سرمایه انجام میشود.
الیاس افزود: برخی پلتفرمها فعالیت خود را صرفاً در حوزه طلا متمرکز کرده بودند و برخی دیگر علاوه بر طلا، به بازار نقره نیز ورود کرده بودند. با وجود دریافت مجوزهای متعدد، نکته مهم این است که هیچ نظارت پسینی مؤثری بر عملکرد این پلتفرمها اعمال نمیشد.
وی در ادامه به مقایسه حجم معاملات پلتفرمهای طلا با صندوقهای طلای پذیرفتهشده در بورس پرداخت و گفت: صندوقهای طلای بازار سهام معاملات قابل توجهی دارند و در روزهای اخیر، مشاهده شده که یک صندوق طلا به تنهایی سه تا چهار هزار میلیارد تومان معامله شده است. در مقابل، پلتفرمهای طلا حجم معاملات بسیار کمتری دارند. پارسال در یک مناظره رسانهای با مدیرعامل یکی از این پلتفرمها شرکت کردم و دادههایی که او ارائه داد، نشان میداد حجم معاملات روزانه آنها حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیارد تومان است. جالب اینکه این مجموعه جزو پنج برند برتر پلتفرمهای طلا بود. از آن زمان تاکنون، با توجه به افزایش اقبال مردم به طلا و علاقه به معاملات ۲۴ ساعته، احتمالاً حجم معاملات این پلتفرمها نیز افزایش یافته است. حتی اگر فرض کنیم حجم معاملات روزانه این پلتفرمها به ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد تومان برسد، باز هم در مقایسه با ارقام موجود در بازار سرمایه، جایگاه قابل توجهی ندارند. من میخواهم بگویم اگر این پلتفرمها زیر نظارت سازمان بورس قرار بگیرند، در برابر صندوقهای طلای قوی حاضر در بورس عملاً در آن ساختار حل خواهند شد و سهم تعیینکنندهای نخواهند داشت.
این کارشناس بازار سرمایه تأکید کرد: به نظر من این ارقام اصلاً قابل توجه نیستند و خیلی بزرگ نیستند. یادم هست در همان مناظره پیشنهاد دادم که بهتر است بورس خصوصی تأسیس شود و این پلتفرمها صرفاً به عنوان کارگزار فعالیت کنند. اگر چنین بورس خصوصی راهاندازی شود خدمات بهتر و گستردهتر ارائه میشود و حوزه رقابت حرفهای شکل میگیرد.
الیاس در پاسخ به سؤال درباره جنبه نظارتی این موضوع و ادعای پلتفرمها مبنی بر داشتن پشتوانه طلای واقعی، گفت: در دنیا، نظارتها عمدتاً پسینی است. در کشورهای دیگر شما بهراحتی میتوانید مجوز دریافت کنید، اما پس از آن، بهصورت تصادفی، دورهای و حتی برنامهریزیشده تحت نظارت قرار میگیرید. اگر در جریان نظارت مشخص شود که در فرآیند فعالیت شما خللی وجود دارد یا با ادعاهایتان مطابقت ندارد، برخوردهای جدی صورت میگیرد و حتی ممکن است برای همیشه فعالیت شما متوقف شود. در برخی کشورها مجوز فعالیت تا پنج سال تعلیق میشود و در برخی دیگر تا سه سال. برخوردها بسیار سختگیرانه است و شوخی در این حوزه وجود ندارد. مجوز بهسادگی صادر میشود، اما در صورت تخلف، برخورد جدی انجام میگیرد اما در ایران، پلتفرمهای طلا مجوزهای متعددی دریافت کردهاند؛ حدود ۷۰ مجوز. با این حال، به نظر میرسد هیچ نظارت پسینی مؤثری بر عملکرد آنها وجود نداشته و عملاً نظارت بعد از شروع فعالیت بسیار ضعیف یا نزدیک به صفر بوده است.
وی تأکید کرد: اگر ساختار بروکراسی داخلی ایران را بشناسید، متوجه میشوید که وقتی موضوع مجوز و نظارت میان چند نهاد مختلف تقسیم میشود، هماهنگی لازم شکل نمیگیرد و فرآیند نظارت بهدرستی پیش نمیرود. به نظر من واگذاری نظارت این پلتفرمها به سازمان بورس اقدام درست و مثبتی است، اما شرط موفقیت آن این است که در کنار ساده بودن فرآیند صدور مجوز، نظارتها بهشدت سختگیرانه و مستمر باشد؛ در غیر این صورت، همان مشکلات گذشته دوباره تکرار خواهد شد.
الیاس در پاسخ به این پرسش که آیا این اقدام را به نفع مردم میداند یا خیر، گفت: «اقعیتش را بخواهید، نمیتوانم پاسخ قطعی به این سؤال بدهم؛ یعنی نمیتوانم بگویم این اقدام به نفع مردم است یا به ضرر آنها. این موضوع از نظر من قابل قضاوت قطعی نیست ولی بهترین کاری که میتوانستیم انجام دهیم و باید انجام میدادیم این بود که کارگزاریها این سیستم را در اختیار داشتند و همه این پلتفرمها زیر یک نظام نظارتی یکپارچه فعالیت میکردند. در آن صورت، مردم میتوانستند بهراحتی خرید و فروش طلا انجام دهند. این بهترین گزینه بود.
کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: برای من تفاوتی ندارد این نظارت زیر نظر سازمان بورس باشد، بانک مرکزی یا هر نهاد دیگری؛ اصل موضوع مهم است، نه نهاد ناظر. آنچه اهمیت دارد وجود یک ساختار منسجم و کارآمد است. ایدهای که سال گذشته مطرح کردم و همچنان بر آن تأکید دارم این است که راهکار اصلی، چیزی جز تأسیس بورس خصوصی طلا نیست. متأسفانه در کشور ما بورس خصوصی وجود ندارد، در حالی که اگر چنین ساختاری ایجاد میشد، میتوانست برای اولینبار در حوزه پلتفرمهای طلا اجرایی شود. در صورت وجود بورس خصوصی طلا، تمام این پلتفرمها میتوانستند زیر یک چتر واحد و شفاف فعالیت کنند؛ نرخها شفاف میشد، رقابت حرفهای شکل میگرفت و مردم از پشتوانه واقعی طلا اطمینان بیشتری پیدا میکردند. اما در شرایط فعلی که چنین ساختاری وجود ندارد، واگذاری نظارت به سازمان بورس میتواند اقدام مثبتی باشد؛ البته به شرط آنکه نظارتها واقعی، مستمر و سختگیرانه باشد. در غیر این صورت، نمیتوان انتظار نتیجه مطلوب داشت.