انسداد هوشمند تنگه هرمز توسط ایران و جهش قیمت نفت، نشان داد که امنیت انرژی جهان در دست ایران است.
به گزارش صنعت مالی، در حالی که نبرد میان ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل وارد هفته چهارم خود شده و لفاظیهای مستأجر کاخ سفید برای هدف قرار دادن نیروگاهها و تأسیسات نفتی ایران به اوج رسیده است، بازار جهانی انرژی با واقعیتی هولناک روبهروست. انسداد هوشمند تنگه هرمز توسط ایران و جهش قیمت نفت، نشان داد که امنیت انرژی جهان به مویی بند است. در این گزارش بررسی میکنیم که چرا علیرغم فشارهای نظامی، ایران همچنان دست برتر را در «جنگ نفت» دارد و چرا آسیب به زیرساختهای ایران، به معنای انتحار اقتصادی برای کل منطقه و جهان خواهد بود.
بیست و چهار روز از «انسداد هوشمند» تنگه هرمز میگذرد؛ اقدامی که لرزه بر اندام بازارهای جهانی انداخته است. بر اساس گزارشهای بینالمللی، جریان عبور ۲۰ میلیون بشکه نفت از این گلوگاه به حداقل رسیده و کشورهای حاشیه خلیج فارس به دلیل تکمیل ظرفیت مخازن، مجبور به کاهش تولید شدهاند. برخی تحلیلگران معتقدند ضربالاجل ۴۸ ساعته دونالد ترامپ برای بازگشایی تنگه، ناشی از استیصال واشینگتن در برابر افزایش بیسابقه قیمت سوخت در داخل آمریکاست. ایران با اشراف کامل بر این شاهرگ، ثابت کرده است که امنیت در خلیج فارس «یا برای همه است، یا برای هیچکس».
تهدید اخیر آمریکا مبنی بر نابودی نیروگاههای برق و پالایشگاههای ایران، با پاسخ قاطع تهران روبهرو شده است. دکترین جدید پدافندی ایران صراحتاً اعلام کرده است: «هرگونه آسیب به زیرساختهای حیاتی کشور، با نابودی متقابل و بازگشتناپذیر زیرساختهای انرژی و نمکزدایی در سراسر منطقه و اراضی اشغالی پاسخ داده خواهد شد.» واقعیت فنی این است که تخریب شبکه برق غیرمتمرکز ایران با هزاران پست تقویت و نیروگاههای پراکنده، با چند حمله محدود ممکن نیست؛ اما در مقابل، وابستگی شدید متحدان منطقهای آمریکا به چند ایستگاه حساس صادراتی و آبشیرینکن، آنها را در برابر پاسخ موشکی ایران به شدت آسیبپذیر کرده است.
تحلیلگران مؤسسات مالی بزرگ مانند «گلدمن ساکس» هشدار میدهند که در صورت ادامه انسداد تنگه هرمز و کشیده شدن جنگ به زیرساختهای نفتی عربستان و امارات، قیمت ۲۰۰ دلاری برای هر بشکه نفت کاملاً محتمل است. این سناریو برای آمریکا به معنای سقوط بورس، شکست پروژههای مهار تورم و در نهایت رکود اقتصادی جهانی است. به همین دلیل است که حتی در میانه جنگ، پالسهایی از عقبنشینی و تمایل به مذاکرات در اسلامآباد یا مسقط از سوی طرف غربی دیده میشود؛ چرا که آنها فهمیدهاند ماشه انرژی در دست ایران است.
جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر توان نظامی داخلی و اشراف ژئوپلیتیک بر گلوگاههای انرژی، معادله «تهدید در برابر تهدید» را به کرسی نشانده است. دوران بزنودر رو در خلیج فارس به پایان رسیده و امروز هرگونه تعرض به خاک یا زیرساختهای ایران، هزینهای معادل فروپاشی نظم اقتصادی جهان برای متجاوزان خواهد داشت. ایران نهتنها از نفت به عنوان یک سلاح، بلکه به عنوان یک سپر دفاعی هوشمند استفاده میکند.