سرمایه موتور اقتصاد است، اما این حکمرانی است که فرمان را در دست دارد. موتور قدرتمند، بدون فرمان درست، مقصدی جز اتلاف منابع نخواهد داشت.
به گزارش صنعت مالی، محمد اصولی در یادداشتی نوشت: هر بار که صحبت از مشکلات اقتصاد ایران میشود، یک نسخهی آشنا روی میز قرار میگیرد؛ سرمایهگذاری بیشتر، منابع مالی بیشتر، جذب سرمایهگذار خارجی و تزریق نقدینگی به بخشهای مختلف اقتصاد. گویی تنها حلقه گمشده اقتصاد ایران، کمبود سرمایه است.
اما یک سؤال ساده وجود دارد؛ اگر مسئله فقط سرمایه بود، چرا با وجود دههها هزینهکرد هزاران میلیارد تومان در پروژههای مختلف، هنوز بسیاری از چالشهای ساختاری اقتصاد پابرجاست؟ چرا ناترازیها عمیقتر شدهاند، بهرهوری رشد نکرده و بسیاری از سیاستهای اقتصادی، با وجود صرف منابع قابل توجه، به نتیجه مطلوب نرسیدهاند؟
شاید وقت آن رسیده باشد که مسئله را از زاویه دیگری ببینیم. اقتصاد ایران بیش از آنکه از کمبود سرمایه آسیب ببیند، از ضعف در کیفیت تصمیمگیری رنج میبرد. سرمایه مهم است، اما تعیینکننده نیست. آنچه مسیر توسعه را مشخص میکند، کیفیت حکمرانی است؛ اینکه چه تصمیمی، در چه زمانی، بر اساس چه اطلاعاتی و با چه سازوکاری گرفته شود.
در دنیای امروز، ثروت کشورها فقط از دل نفت، معادن یا سرمایههای مالی بیرون نمیآید؛ بلکه از توانایی آنها در تصمیمگیری هوشمندانه شکل میگیرد. دولتهایی موفقترند که بتوانند داده را به دانش، دانش را به سیاست و سیاست را به نتیجه تبدیل کنند. این همان چیزی است که از آن با عنوان «حکمرانی هوشمند» یاد میشود.
حکمرانی هوشمند به معنای سپردن اقتصاد به هوش مصنوعی نیست. معنایش این است که تصمیمگیران، به جای اتکا به گزارشهای دیرهنگام، آمارهای ناقص یا برداشتهای شخصی، از دادههای دقیق، تحلیلهای لحظهای و ابزارهای هوشمند برای سیاستگذاری استفاده کنند. یعنی پیش از آنکه یک بحران در بازار ارز، نظام بانکی یا زنجیره تأمین شکل بگیرد، نشانههای آن دیده و برایش چارهاندیشی شود.
برای درک اهمیت این موضوع، کافی است به تجربه روزمره خودمان نگاه کنیم. اگر یک بنگاه اقتصادی بدون حسابداری دقیق، بدون گزارش مالی و بدون شناخت از مشتریانش اداره شود، دیر یا زود با مشکل مواجه خواهد شد. اقتصاد یک کشور نیز تفاوت چندانی ندارد. تصمیمگیری بدون داده، شبیه رانندگی در جادهای مهآلود است؛ شاید مدتی پیش بروید، اما احتمال خطا در هر پیچ افزایش مییابد.
امروز هوش مصنوعی این فرصت را فراهم کرده است که بسیاری از این خطاها کاهش یابد. بانکها میتوانند ریسک اعتباری را دقیقتر ارزیابی کنند، شرکتهای بیمه با سرعت و دقت بیشتری خسارتها را بررسی کنند، بازار سرمایه از تحلیلهای پیشرفته بهره ببرد و سیاستگذار اقتصادی نیز آثار احتمالی هر تصمیم را پیش از اجرا شبیهسازی کند. اما هیچیک از این ظرفیتها، بدون اصلاح شیوه حکمرانی، به نتیجه نخواهد رسید.
گاهی تصور میکنیم فناوری بهتنهایی مشکلات را حل میکند؛ در حالی که فناوری، جایگزین حکمرانی نیست، بلکه ابزار حکمرانی بهتر است. همانگونه که داشتن پیشرفتهترین تجهیزات پزشکی، بدون پزشک متخصص، سلامت جامعه را تضمین نمیکند، در اقتصاد نیز پیشرفتهترین سامانههای هوشمند، بدون نظام تصمیمگیری کارآمد، معجزه نخواهند کرد.
شاید مهمترین سرمایهای که امروز اقتصاد ایران به آن نیاز دارد، نه پول، بلکه اعتماد به تصمیمهای مبتنی بر شواهد باشد. اگر داده جای حدس را بگیرد، اگر هماهنگی جای تصمیمهای جزیرهای را بگیرد و اگر بهرهوری به معیار اصلی سیاستگذاری تبدیل شود، سرمایه نیز راه خود را به سمت تولید و رشد پیدا خواهد کرد.
اقتصاد ایران برای حرکت به آینده، بیش از هر چیز به یک تغییر نگاه نیاز دارد؛ تغییری که بپذیرد توسعه، قبل از آنکه محصول وفور منابع باشد، نتیجه کیفیت حکمرانی است. سرمایه موتور اقتصاد است، اما این حکمرانی است که فرمان را در دست دارد. موتور قدرتمند، بدون فرمان درست، مقصدی جز اتلاف منابع نخواهد داشت.