یک کارشناس بازار سرمایه با اشاره به رشد شاخص پس از بازگشایی بورس گفت: «رفتارهای هیجانی در این شرایط طبیعی است» اما به باور او، ترکیب خوشبینی سیاسی، محدودیتهای معاملاتی و عقبماندگی بازار باعث شده نوسانات به شکل صفهای خرید و فروش بروز کند؛ در حالی که از نظر بنیادی هنوز بخشی از بازار ارزنده است.
حمید میرمعینی، کارشناس بازار سرمایه، در گفتوگو با صنعت مالی، با اشاره به وضعیت بورس پس از بازگشایی مجدد بازار در پی یک وقفه ۴۰ روزه اظهار کرد: بازار سرمایه پس از بازگشایی با رشد قابل توجه شاخص و افزایش نسبی ورود نقدینگی همراه شد که این موضوع در نگاه اول نشاندهنده بازگشت اعتماد به بازار است، اما در تحلیل دقیقتر، بخش مهمی از این رشد به انتظارات سیاسی و فضای روانی حاکم بر اقتصاد مربوط میشود.
وی افزود: بازار سرمایه ایران در ماههای گذشته یک دوره رکودی و نزولی نسبتاً طولانی را پشت سر گذاشته است. در چنین شرایطی طبیعی است که پس از بازگشایی و همزمان با انتشار اخبار مثبت یا امیدبخش، بازار واکنش سریع و حتی شدید نشان دهد. این واکنش در واقع بخشی از یک فرآیند جبرانی است؛ به این معنا که بازار تلاش میکند فاصله خود را با سایر بازارهای موازی مانند ارز، طلا و مسکن کاهش دهد.
میرمعینی ادامه داد: از منظر ارزشگذاری نیز همچنان بسیاری از نمادهای بورسی در سطحی پایینتر از ارزش ذاتی خود قرار دارند. با توجه به رشد سطح عمومی قیمتها و افزایش نرخ ارز در سالهای گذشته، ارزش دلاری بازار سرمایه نسبت به داراییهای واقعی شرکتها در سطح پایینی قرار گرفته و همین موضوع ظرفیت بالقوهای برای رشد ایجاد کرده است. به همین دلیل بخشی از رشد اخیر را باید در چارچوب اصلاح ارزشگذاریها نیز تحلیل کرد، نه صرفاً هیجانات کوتاهمدت.
این کارشناس بازار سرمایه در ادامه با اشاره به افزایش رفتارهای هیجانی در معاملات بورس گفت: رفتارهای هیجانی در بازار سرمایه ایران موضوعی ساختاری و تکرارشونده است و تنها محدود به دوره فعلی نیست. در واقع هر زمان که عدم قطعیت در متغیرهای سیاسی و اقتصادی افزایش پیدا میکند، رفتار سرمایهگذاران نیز به سمت واکنشهای سریع و گاه غیرمنطقی حرکت میکند.
وی توضیح داد: یکی از دلایل اصلی این رفتارها، نبود ثبات در انتظارات و همچنین ضعف در دسترسی همزمان به اطلاعات دقیق و قابل اتکاست. در چنین فضایی، اخبار و سیگنالهای سیاسی نقش بسیار پررنگتری نسبت به متغیرهای بنیادی مانند سودآوری شرکتها یا وضعیت تولید ایفا میکنند. به همین دلیل، حتی یک خبر مثبت درباره کاهش تنشهای سیاسی میتواند باعث افزایش شدید تقاضا در بازار شود.
میرمعینی افزود: زمانی که انتظارات مثبت در بازار شکل میگیرد، ورود نقدینگی افزایش مییابد و همین موضوع به شکلگیری صفهای خرید و در ادامه صفهای فروش منجر میشود. این چرخه رفتاری در نهایت باعث تقویت رفتارهای تودهای یا همان herd behavior میشود؛ رفتاری که در آن تصمیمگیری فردی جای خود را به پیروی از جمع میدهد.
وی ادامه داد: نباید فراموش کرد که بخشی از این واکنشها در ذات بازارهای مالی وجود دارد و در بسیاری از بورسهای جهان نیز در شرایط بحران یا تغییرات ناگهانی انتظارات مشاهده میشود. تفاوت اصلی بازارهای توسعهیافته با بازار ایران در میزان عمق بازار، تنوع ابزارهای مالی و همچنین سطح آموزش سرمایهگذاران است. هرچه این سه عامل قویتر باشند، شدت رفتارهای هیجانی کمتر خواهد بود.
این کارشناس بازار سرمایه تأکید کرد: در شرایط فعلی، ابزارهایی مانند دامنه نوسان اگرچه با هدف کنترل نوسانات طراحی شدهاند، اما در برخی مقاطع میتوانند خود به عامل تشدید صفنشینی تبدیل شوند. به بیان دیگر، محدودیتهای معاملاتی گاهی به جای کاهش هیجان، باعث انباشت تقاضا یا عرضه و در نتیجه انفجار آن در روزهای بعد میشود.
میرمعینی در بخش دیگری از گفتوگو با اشاره به عملکرد نهاد ناظر بازار سرمایه اظهار کرد: سازمان بورس در دوره پس از بازگشایی بازار تلاش کرده است از مجموعه ابزارهای حمایتی خود برای مدیریت شرایط استفاده کند. ابزارهایی مانند صندوق توسعه و تثبیت بازار، اقدامات حمایتی از سوی حقوقیها و همچنین مداخلات محدود در سمت عرضه و تقاضا از جمله اقداماتی بوده که در این دوره به کار گرفته شده است.
وی افزود: یکی از نکات مثبت این دوره، بهبود نسبی در حوزه شفافیت اطلاعاتی بوده است. انتشار گزارشهای مالی شرکتها، افشای اطلاعات بااهمیت و تلاش برای بهروزرسانی دادههای بنیادی شرکتها باعث شده است فعالان بازار تصویر دقیقتری از وضعیت بنگاههای اقتصادی داشته باشند. این موضوع در کاهش تصمیمگیریهای هیجانی نقش مهمی ایفا میکند.
این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: با این حال باید توجه داشت که صرف شفافیت اطلاعاتی، برای کنترل کامل نوسانات کافی نیست. بازار سرمایه ایران همچنان از سطح بالایی از عدم قطعیت سیاسی و اقتصادی تأثیر میپذیرد و این موضوع باعث میشود ابزارهای نظارتی در بسیاری از مواقع نقش محدودکننده داشته باشند، نه تعیینکننده.
میرمعینی ادامه داد: در خصوص ابزارهایی مانند دامنه نوسان یا محدودیتهای معاملاتی، باید گفت که این ابزارها در شرایط خاص میتوانند از بروز شوکهای شدید جلوگیری کنند، اما در بلندمدت جایگزین ثبات سیاستگذاری نمیشوند. بازار زمانی میتواند به تعادل پایدار برسد که سیاستهای کلان اقتصادی و سیاسی از پیشبینیپذیری نسبی برخوردار باشند.
وی خاطرنشان کرد: عملکرد سازمان بورس در این دوره را میتوان در مجموع قابل قبول ارزیابی کرد، زیرا با وجود شرایط خاص و فشارهای ناشی از تحولات سیاسی، توانسته از بروز بحرانهای عمیقتر در بازار جلوگیری کند. با این حال، مسیر اصلی اصلاح بازار همچنان از طریق افزایش شفافیت، کاهش مداخلات غیرضروری و تقویت اعتماد عمومی میگذرد.
میرمعینی در ادامه گفتوگو با تأکید بر نقش پررنگ متغیرهای سیاسی در بازار سرمایه ایران اظهار کرد: تجربه سالهای اخیر نشان داده است که مهمترین عامل اثرگذار بر بورس ایران، بیش از آنکه متغیرهای صرفاً اقتصادی باشد، تحولات سیاسی و سطح تنشهای بینالمللی است. به همین دلیل، هرگونه تغییر در فضای سیاسی به سرعت در بازار منعکس میشود.
وی افزود: در شرایطی که احتمال کاهش تنشها یا شکلگیری توافقهای سیاسی افزایش مییابد، اولین واکنش در بازار سرمایه از سمت انتظارات سرمایهگذاران بروز میکند. این انتظارات سپس به افزایش تقاضا و رشد قیمتها منجر میشود. به همین دلیل است که حتی اخبار غیرقطعی نیز میتوانند اثرات قابل توجهی بر رفتار بازار داشته باشند.
این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: در صورت تداوم فضای خوشبینی سیاسی، اثرات آن ابتدا در بازار مالی و رفتار معاملاتی سرمایهگذاران دیده میشود و در مراحل بعدی به بخش واقعی اقتصاد و سودآوری شرکتها منتقل خواهد شد. در این میان، صنایع بانکی، دارویی و غذایی معمولاً در خط مقدم واکنش به تغییرات انتظارات قرار دارند.
میرمعینی تصریح کرد: این صنایع به دلیل ماهیت فعالیت و ارتباط مستقیمتر با جریان نقدینگی و تقاضای داخلی، سریعتر به تغییرات محیطی واکنش نشان میدهند. در صورت تثبیت شرایط سیاسی، میتوان انتظار داشت که صنایع دیگر نیز به تدریج وارد فاز رشد شوند و بازار به سمت تعادل گستردهتری حرکت کند.
وی در پایان درباره تصمیم سازمان بورس برای بازگشایی بازار پس از وقفه اخیر گفت: این تصمیم در مجموع اقدام درستی بود، زیرا باعث شد بازار سریعتر با شرایط جدید تطبیق پیدا کند. تجربه نشان میدهد که توقفهای طولانیمدت معاملات در دورههای بحرانی، میتواند به افزایش ابهام و تشدید رفتارهای هیجانی پس از بازگشایی منجر شود. در مقابل، کاهش مدت توقفها و مدیریت هوشمندانه معاملات، به افزایش کارایی بازار کمک میکند.