کارشناس اقتصادی، با تشریح تفاوت نرخ تورم در ایران و آمریکا گفت: رشد نقدینگی زمانی به تورم مزمن منجر میشود که از ظرفیت تولید کالا و خدمات پیشی بگیرد؛ در ایران استمرار کسری بودجه، خلق نقدینگی و ضعف رشد تولید این ناترازی را تشدید کرده، در حالی که آمریکا در دورههای بحرانی با افزایش نقدینگی و پس از آن با اجرای سیاستهای انقباضی تلاش کرده است میان حجم پول و ظرفیت تولید تعادل برقرار کند.
خسرو غنینژاد، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با صنعت مالی، با تشریح تفاوت ریشههای تورم در ایران اظهار کرد: به زبان ساده، زمانی که حجم پول در یک کشور با سرعتی بسیار بیشتر از تولید کالا و خدمات افزایش پیدا کند، فشار تورمی ایجاد میشود و قیمتها افزایش مییابد.
وی افزود: برای درک ساده این موضوع میتوان شرایطی را تصور کرد که در یک مهمانی به جای ۱۰ نفر، ۵۰ نفر برای خوردن یک کیک حاضر شوند؛ در صورتی که اندازه کیک تغییری نکرده باشد، سهم هر فرد کاهش مییابد و ارزش هر تکه کیک نیز افزایش پیدا میکند. در اقتصاد نیز زمانی که حجم پول و تقاضا افزایش یابد، اما تولید متناسب با آن رشد نکند، نتیجه میتواند افزایش عمومی قیمتها باشد.
غنینژاد با مقایسه شرایط اقتصادی ایران و آمریکا گفت: اقتصاد ایران از نظر اندازه تولید ناخالص داخلی، اقتصادی کوچکتر از آمریکا محسوب میشود و در سالهای اخیر با محدودیتهای مختلفی در حوزه تولید و تجارت مواجه بوده است؛ در مقابل، اقتصاد آمریکا بسیار بزرگتر و از ظرفیت تولید و جذب نقدینگی بیشتری برخوردار است.
وی ادامه داد: بر اساس ارقام مورد اشاره، رشد نقدینگی در ایران حدود ۴۱ درصد در سال بوده، در حالی که رشد نقدینگی در آمریکا در دوره مورد بررسی بسیار پایینتر بوده است. این تفاوت در کنار شرایط تولید، سیاستهای پولی و مالی و نحوه مدیریت اقتصاد، در توضیح تفاوت نرخ تورم دو کشور اهمیت دارد.
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: در ایران نرخ تورم به بیش از ۴۲ درصد رسیده و استمرار چنین شرایطی موجب کاهش قابل توجه قدرت خرید پول میشود، در حالی که تورم در آمریکا در محدوده ۲.۷ درصد قرار گرفته است.
غنینژاد با بیان اینکه رشد نقدینگی در ایران به یک مسئله ساختاری تبدیل شده است، گفت: یکی از عوامل مهم، کسری بودجه دولت است. زمانی که درآمدهای دولت پاسخگوی هزینههای آن نباشد، تأمین این کسری از مسیرهای مختلف صورت میگیرد و در صورت تأمین از منابع پولی، پایه پولی و نقدینگی افزایش پیدا میکند.
وی افزود: در کنار سیاستهای مالی دولت، نظام بانکی نیز در فرآیند خلق نقدینگی نقش مهمی دارد. بانکها از طریق اعطای تسهیلات و خلق اعتبار میتوانند بر حجم نقدینگی اثر بگذارند و اگر این منابع به سمت فعالیتهای مولد هدایت نشود، افزایش نقدینگی میتواند فشار بیشتری بر قیمتها وارد کند.
این کارشناس اقتصادی برای توضیح این موضوع به زبان ساده اظهار کرد: تصور کنید در یک بازار میوه، تعداد کوپنهای خرید مردم ناگهان دو برابر شود، اما تعداد سیب و پرتقال افزایش پیدا نکند و حتی به دلیل مشکلات تولید و محدودیتهای ناشی از تحریم کاهش یابد. در چنین شرایطی طبیعی است که قیمت کالاها افزایش پیدا کند. این همان مکانیزمی است که میتواند به شکلگیری تورم مزمن منجر شود.
غنینژاد در ادامه به تفاوت سیاستهای پولی آمریکا اشاره کرد و گفت: در آمریکا افزایش نقدینگی در مقاطعی بهعنوان ابزاری برای مقابله با بحرانهای اقتصادی مورد استفاده قرار گرفته است؛ برای نمونه در دوران همهگیری کرونا، دولت و فدرال رزرو برای جلوگیری از ورشکستگی گسترده بنگاهها، افزایش شدید بیکاری و رکود اقتصادی، حمایتهای مالی و پولی گستردهای انجام دادند.
وی افزود: تفاوت مهم در اینجا آن است که پس از عبور از بحران، سیاستهای پولی آمریکا به سمت انقباض حرکت کرد. فدرال رزرو با افزایش نرخ بهره و کاهش ترازنامه، شرایط مالی را سختتر کرد تا بخشی از نقدینگی ایجادشده در دوره بحران از چرخه اقتصاد خارج شود.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: اقتصاد آمریکا همچنین از ظرفیت تولید بسیار بالایی برخوردار است و اندازه بزرگ اقتصاد این کشور امکان جذب بخشی از نقدینگی را فراهم میکند. بنابراین صرف افزایش حجم پول را نمیتوان بهتنهایی عامل تعیینکننده نرخ تورم دانست و باید مجموعه سیاستهای پولی و مالی، ظرفیت تولید و نحوه مدیریت نقدینگی را در کنار یکدیگر بررسی کرد.
غنینژاد در جمعبندی سخنان خود اظهار کرد: مقایسه ایران و آمریکا نشان میدهد که زمانی که رشد نقدینگی با رشد تولید هماهنگ نباشد، فشار تورمی افزایش پیدا میکند. در ایران، استمرار کسری بودجه، رشد نقدینگی و محدودیتهای بخش تولید موجب شده است این مسئله به یک مشکل مزمن تبدیل شود.
وی تأکید کرد: اگر قرار است تورم به شکل پایدار کنترل شود، باید میان رشد پول و تولید کالا و خدمات تعادل برقرار شود و همزمان کسری بودجه دولت و عوامل مؤثر بر خلق نقدینگی در نظام بانکی مدیریت شود.
این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: تا زمانی که میان رشد نقدینگی و ظرفیت واقعی تولید تعادل برقرار نشود و ریشههای کسری بودجه و ناترازیهای اقتصادی اصلاح نشود، کنترل پایدار تورم دشوار خواهد بود و افزایش قیمتها همچنان یکی از چالشهای اصلی اقتصاد ایران باقی میماند.