راهاندازی تشکلهای تعاونی در دنیای امروز بهعنوان یک مسیر نوین و کارآمد به سوی خودکفایی اقتصادی مطرح میشود، در حالی که سرمایهگذاری در بورس و بانکها بهدلیل نوسانات و عدم ثبات، بیبرکتی را به همراه داشته است و تشکلهای تعاونی میتوانند با تکیه بر منابع محلی و همکاری جمعی، زمینهساز رشد پایدار و اشتغالزایی باشند و این رویکرد نهتنها به تقویت اقتصاد محلی کمک میکند، بلکه میتواند بهعنوان یک الگوی موفق در برابر چالشهای اقتصادی کنونی عمل کند.
صنعت مالی ـ نامگذاری سالها در کشورمان بهعنوان یک ابزار مدیریتی و راهبردی، به ضرورتها و اولویتهای اقتصادی و اجتماعی کشور بازمیگردد. این نامگذاریها نهتنها نمایانگر چالشهای موجود است، بلکه دعوتی به توجه و اقدام در راستای حل این مسائل است. در واقع، این فرایند میتواند بهعنوان یک فراخوان عمومی برای بسیج منابع و توانمندیها درراستای رفع مشکلات و پیشبرد اهداف کلان کشور عمل کند.
با این حال، یکی از چالشهای اساسی که در این راستا با آن مواجه هستیم، ناکافی بودن اجرای برنامهها و سیاستهاست. آمارها نشان میدهد که تنها حدود 30 درصد از برنامههای تدوینشده بهطور کامل اجرا شدهاند و این موضوع ناشی از فقدان دیدگاههای عمومی و متکی بر اصول اقتصاد اسلامی در دستگاههای اقتصادی کشور است، در حالی که ما بهعنوان یک جامعه اسلامی باید بهدنبال الگوهای اقتصادی متناسب با فرهنگ و ارزشهای خود باشیم، به نظر میرسد که هنوز بهطور جدی به این مهم نپرداختهایم.
مشکلات دوگانهسازیهای غلط در نظام اقتصادی، بهخصوص در زمینههای آموزش و بهداشت، نشاندهنده چالشهای عمیقتری است که تحت تأثیر تفکرات غربی به وجود آمده است و این دوگانهسازیها، نهتنها موجب تشدید نابرابریها میشوند، بلکه مانع از شکلگیری یک نظام اقتصادی جامع و متوازن میگردند که بتواند همه اقشار جامعه را در بر بگیرد.
با توجه به آرای متفکران بزرگ اقتصاد اسلامی، نظیر آیتالله شاهآبادی، میتوان به مفهوم مشارکت مردمی در اقتصاد اشاره کرد. این الگو بهدنبال جلب مشارکت عمومی و استفاده از ظرفیتهای اجتماعی بهعنوان یک ابزار کارآمد در توسعه اقتصادی است، در این راستا، باید به دنبال یافتن راهکارهایی باشیم که نهتنها به نظام بانکی و بورس محدود نشود، بلکه بهعنوان یک نظام اقتصادی جامع و عادلانه عمل کند.
بهطور کلی، برای نجات از وضعیت کنونی، نیازمند تغییر رویکرد به سمت استفاده از آموزههای اقتصاد اسلامی و جلب مشارکت مردمی هستیم و این تغییر رویکرد میتواند به تقویت اقتصاد ملی و افزایش اعتماد عمومی کمک کند و در نهایت، به تحقق اهداف کلان کشور منجر شود.
از سویی جلب مشارکت مردمی در فرآیند توسعه اقتصادی، نیازمند بازتعریف وظایف حاکمیتی قوه مجریه و تغییر نگرش به نقش دولت در اقتصاد است، در این راستا، دولت باید بهعنوان تسهیلکننده و حامی، با ایجاد زیرساختهای لازم، زمینه را برای شکلگیری تشکلهای اقتصادی و تعاونیها مهیا کند و این رویکرد بهخصوص در حوزههایی که بخش خصوصی بهتنهایی قادر به ایجاد رقابت و نوآوری نیست، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
یکی از چالشهای اصلی در نظام اقتصادی کنونی، عدم توانایی بخش خصوصی در ایجاد رقبای جدید و شکلدهی به بازارهای جدید است. در این زمینه، حاکمیت باید بهطور فعال وارد عمل شود و با ایجاد تشکلهای اقتصادی، زمینهساز رقابت سالم و کارآمد در بازار شود. این تشکلها میتوانند بهعنوان نهادهایی با مأموریتهای مشخص، به خلق فرصتهای شغلی و تأمین نیازهای بازار بپردازند و در عین حال، اعتماد عمومی را نسبت به کارآمدی نظام اقتصادی تقویت کنند.
بهعنوان مثال، میتوان به ایجاد تشکلهای تعاونی در زمینههای خاص، نظیر تولید انرژیهای تجدیدپذیر یا کشت محصولات زراعی با ارزش اشاره کرد. دولت میتواند با صدور فراخوانهایی برای تشکیل این تشکلها و دعوت از کارآفرینان و متخصصان، زمینه را برای مشارکت عمومی فراهم کند. این رویکرد نه تنها به تأمین نیازهای جامعه کمک میکند، بلکه میتواند بهعنوان یک مدل اقتصادی پایدار و مبتنی بر مشارکت مردم، اعتماد عمومی را جلب کند.
علاوه بر این، بهمنظور جلوگیری از اتلاف منابع و بهرهوری بیشتر، لازم است که نظام بانکی کشور به سمت تأمین مالی پروژههای مولد و اقتصادی حرکت کند. دولت باید با ایجاد یک سیستم پایش تراکنشهای مالی، نظارت دقیقی بر جریانهای مالی داشته باشد تا از فرار مالیاتی و پولشویی جلوگیری کند. این اقدامات میتواند به بهبود سلامت اقتصادی کشور و افزایش سرمایه اجتماعی منجر شود.
در نهایت، با ایجاد یک نظام اقتصادی مبتنی بر مشارکت و همکاری، میتوانیم به سوی توسعهای پایدار و متوازن حرکت کنیم که در آن همه اقشار جامعه احساس مشارکت و مسئولیت کنند و در نهایت، به بهبود کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی منجر شود.
خبرنگار صنعت مالی به مناسبت نامگذاری سال 1404 به «سرمایهگذاری برای تولید» گفتوگویی را با عبدالمجید شیخی اقتصاددان، تحلیلگر مسائل اقتصادی و استاد دانشگاه شهید بهشتی ترتیب داده است.
صنعت مالی: ابتدا درباره شعار سال 1404 (سرمایهگذاری برای تولید) رهبر معظم انقلاب اسلامی بگویید و بفرمایید چرا معظمله چند سال است شعار سال را بر مبنای اقتصاد قرار میدهند، فکر میکنم کارشناسان اقتصادی هم با این گزاره موافق باشند که اگر به برنامه هفتم توسعه عمل میشد وضعیت اقتصادی کشورمان امروز خیلی بهتر از امروز بود، ارزیابی شما چیست؟
شیخی: بله. نامگذاری سال مسلماً به ضرورتها و اولویتهای کشور برمیگردد و در حقیقت یک نوع دعوت به امعان نظر به مسائل اصلی کشور است و راهبردهایی که هم حاکمیت باید مدنظر قرار دهد و هم جامعه را جذب کند و به سمت ضروریات کشور سوق دهد و مردم را در این امر بسیج کند.
این نامگذاری همانگونه که گفتید مسلماً مرتبط با خلأها و کمبودهاست مواهبی که در نظام برنامهریزی و نظام اجرایی کشور وجود دارد و این نامگذاری هم دقیقاً یک کار بسیار متناسبی است که میتواند تشویق عمومی باشد و مجریان را به این موضوع بیشتر کند.
صنعت مالی: چرا برنامههای اقتصادی تدوینشده در کشور بهندرت بهطور کامل اجرا میشوند و این عدم تحقق ناشی از چه عواملی است؟
شیخی: مشکلی که داریم اینکه برنامه هم مینویسیم، اما متأسفانه تاکنون اکثر برنامهها یا بهطور متوسط 30 درصد بیشتر اجرایی نشدهاند و علت هم برمیگردد به اینکه متأسفانه در دستگاه اقتصادی کشور افرادی که به اصطلاح، عمومی فکر کنند و متکی به منویات اقتصاد اسلامی باشند، نداریم.
بالاخره ما یک جامعه اسلامی هستیم و طی کردن الگوی اقتصاد سرمایهداری کار غلطی است؛ کما اینکه سر غرب هم به سنگ خورده، بهطوری که غربیها اکنون حدود 20 سال است روی اقتصاد خیریه کار میکنند و ما توجه نداریم و اقتصاددانان ما 20 سال عقبتر هستند و غربیها کتاب درباره اقتصاد خیریه مینویسند، یعنی همان اقتصاد اسلامیو روی اقتصاد اخلاقی کار می کنند و مسیحیان روی نظامنامه و مکتب اقتصاد مسیحی کار میکنند و یهودیها روی تبیین اقتصاد یهودی کار میکنند و ما 50 تا 60 است که اقتصاد اسلامی و نظام اقتصاد اسلامی را هم در ادبیات اقتصاد اسلامی را تعریف کردهایم و حتی روی علم اقتصاد اسلامی کار کردهایم، اما نسبت به اقتصاد اسلامی بیگانه هستیم و بیگانگی در بین مجریان در واقع غوغا میکند و بسیار شدید است.
ما یک جامعه اسلامی هستیم و طی کردن الگوی اقتصاد سرمایهداری کار غلطی است؛ کما اینکه سر غرب هم به سنگ خورده، بهطوری که غربیها اکنون حدود 20 سال است روی اقتصاد خیریه کار میکنند و ما توجه نداریم و اقتصاددانان ما 20 سال عقبتر هستند
حضرت آقا مقام معظم رهبری فرمودند که وقتی عنوان میکنیم جذب سرمایهگذاری همه به فکر جذب سرمایهگذاری خارجی میافتند و ما در یک دوگانگی غلطی به تبع اقتصاد منسوخ سرمایه داری محصور کردهایم و در حصار زندانی شدهایم و فکر میکنیم یک نظام اقتصادی در یک دو راهی قرار دارد یا باید متکی به نظام تأمین مالی بانکی باشد یا متکی به نظام تأمین مالی بورس و بازار سرمایه و فکر میکنیم راه سومی وجود ندارد.
یک دوگانهسازیهای غلطی در کشور وجود دارد؛ مثلاً مدارس انتفاعی یا مدارس غیرانتفاعی، بیمارستان خصوصی و بیمارستان دولتی، مدارس انتفاعی یعنی هرکس پول دارد درس بخواند و هرکس ندارد باید بمیرد، بیمارستان خصوصی هم همینطور، دانشگاه خصوصی یا دانشگاه دولتی، هرکس پول دارد درس بخواند ندارد خیر، یعنی غربزدهها دوگانهسازیهایی بر ما تحمیل کردهاند که یکی از آنها در حوزه اقتصاد است که عبارت است از نظام دوگانه غلط بورس و بانک.
در حالی که اگر به ادبیات اقتصاد اسلامی رجوع کنید و آرای صاحبنظران و متفکرانی که در حوزه اقتصاد اسلامی کار کردند را ببینید به بازخوردهای دقیقی میرسید.
صنعت مالی: چه کمبودهایی در دستگاههای اقتصادی کشور وجود دارد که موجب عدم اجرای اصول اقتصاد اسلامی شده است؟
شیخی: من اینجا شما را به آرای استاد عرفان امام خمینی(ره) یعنی آیتالله شاهآبادی ارجاع میدهم با نام الگوی مشارکتی مردمی که تعرفی میکند، یعنی باید به سمت جلب مشارکت مردمی حرکت کنیم و در این مسیر راهکارهایی هم وجود دارد و آیتالله شاهآبادی با توجه به الگوهایی که معرفی کردند، استادان حوزه و دانشگاه نیز تبعیت کردند، چراکه در حوزه اقتصاد اسلامی کار و ادبیات آن را تدوین و علمش را تولید کردهاند و الگوی مشارکتی جلب مشارکت مردمی را پیشنهاد دادهاند و آن هم اینکه شما نباید فکر کنید که معنای سرمایهگذاری این است که یا باید در حوزه بانکی سرمایهگذاری شود (با وضعیت فعلی بانکها که ربوی هم هست و اتکای به سود تحققی و عملیاتی ندارند و نرخ سود کاذب و تعیینی در اقتصاد پیشنهاد میدهند و با آن کار میکنند) یا نظام بورس که بازار اولیه آن یک بازار صحیحی است یا بازار ثانوی بورس که قماربازی با اوراق است که برد آن مساوی است با باخت آن، یعنی تا هر موقع شما سودی میبینید در یک کفه آن سود وجود دارد و در کفه دیگر باخت قرار دارد و اگر در کفه نخست باخت ببینید به ازای برد کفه دوم است، یعنی در بازار ثانویه بورس ارزشافزودهای وجود ندارد.
بنابراین نظام فعلی بانکی با چنین ساز و کار ربوی جز نحوست و بیبرکتی چیزی برای جامعه ما نداشته و در بازار بورس وقتی فاز اولیه این بازار و اوراق وارد معاملات سوداگرانه میشوند همان قماربازی است و تنها ظلمت و نحوست برای جامعه بههمراه دارد.
راه اقتصاد اسلامی راهگشاست که امام صادق علیهالسلام فرمودند که شما اگر زکات مالتان را بدهید (زکات یک معنای عام دارد) خداوند متعال برکت به مال شما میدهد و این زکات همان عدم کنز است، ببینید اکنون در این نظام التقاطی دولتمردان غربزدهای مانند وزیر معذولی مانند همتی یا رییس کل بانک مرکزی از مردم دعوت میکنند که به سمت خرید سکه یا طلا بروند (درحال حاضر سکه تمام بهار آزادی به یکصد و خردهای میلیون تومان رسیده) و رسماً مردم را دعوت به خرید طلا و سکه و دلار میکنند، این به چه معناست؟ به این معنا که بیانیه رسمی صادر کردند که ای مردم ما اعلام میکنیم ارزش پول ملی سقوط کرد و پول خود را به زبالهدانی بیندازید و آن را تبدیل به طلا کنید و ذخایر طلای مملکت را حراج میزنند و مردم را به معاملات املاک، خودرو، سکه، دلار و یورو و دعوت میکنند و این در حقیقت حراج زدن به اعتبار و آبروی ملت است و این تراوشات فکری این غربزدههاست و نتیجه ناباوری به اقتصاد اسلامی.
صنعت مالی: راهکار شما برای مقابله با مسائل اقتصادی چیست و برای تحقق شعار سال چه مأموریتهایی باید مدنظر قرار بگیرد؟
شیخی: اما راهکار. برای جلب مشارکت مردمی نیاز به این داریم که وظایف حاکمیتی قوه مجریه را بازتعریف کنیم، در حوزه اقتصاد حتی اقتصاد سنتی و متعارف هم پذیرفته شده که بسیاری از فعالیتها قابلیت واگذاری به بخش خصوصی ندارند و یک پیشبحث تنظیم بازار است؛ نخست خلق اشتغال و خلق تشکلهای اقتصادی است و شما نمیتوانید انتظار داشته باشید که بخش خصوصی برای خود در بازار رقیب بتراشد و انصافاً چنین کاری نخواهد کرد و کسی از رقیب خوشش نمیآید، چراکه سهمیه بازار خود را از دست خواهد داد؛ بنا به ادله عقلی و منطقی.
مثال هایی میزنم؛ فرض کنید وزارت نیرو یا وزارت مرتبط با اقتصاد فراخوانهایی صادر کنند با این مضمون که تشکلهای تعاونی تشکیل شود و کارآفرینان خبره و کارآمد دعوت کنند که در رأس این تعاونها مدیریت عامل و مدیریت اجرایی تعاونیها را برعهده بگیرند و مأموریت پیدا کنند دنبال تأسیس نیروگاههای خورشیدی و پنلهای صفحات خورشیدی بروند و اگر کویر خود را پنج درصد زیر پوشش صفحههای خورشیدی تولید برق ببریم میتوانیم برق غرب آسیا را هم تأمین کنیم، جدا از اینکه برق کشور را تأمین میکنیم.
خوب وقتی تشکل فراخوان داده و از تمام مردم کشور دعوت کند هرکس به اندازه وسع خود یکهزار تومان آورده داشته باشد و مشارکت کند تا سود ببرد و سود هم تضمینی است و این کار اقتصادی، خلّاقانه خواهد بود و ارزش افزوده واقعی خواهد داشت.
وقتی یک دعوت با یک مشارکت عمومی ایجاد میکنیم آن زمان باید از این ایده حمایت شود و برق وزارت نیرو مأمور باشد که برق را خریداری کند و بین مصرفکنندگان توزیع شود و براساس آبونمان هزینه آن تأمین میشود، یعنی پول و درآمد آن برمیگردد.
ببینید وقتی همه مردم را با این دعوتنامه فرامیخوانید به تشکل تعاونی درحقیقت یک اعتماد عمومی ایجاد میکنید و یک احساس مشارکت عمومی در جامعه ایجاد خواهد شد، فرض کنید 5 تا 10 میلیون نفر عضو این تعاونی شوند همه احساس خواهند کرد که در جمهوری اسلامی و حاکمیت مشارکت دارند، دولت و اقتصاد از خودشان است و صرفهجویی در مصرف برق و انرژی، صرفهجویی در مصرف گاز و توزیع به سود خودشان است و در حقیقت یک اعتماد عمومی سرمایه اجتماعی عظیمی را با این جلب مشارکت عمومی ایجاد میکند.
حال ممکن است این سوال در ذهن خواننده بهوجود بیاید که روغن زیتون گران است و در حال حاضر قیمت روغن زیتون در بازار به 900 هزار تومان رسیده، علت چیست؟ چون روغن زیتون در بازار کم شده و یک کالای مرغوب و مفید است، بهطوری که اسم زیتون هفت مرتبه در قرآن کریم آمده است، یعنی خداوند تبارک و تعالی تأکید دارد که روغن زیتون برای انسان مفید است، نه روغنهای گیاهی که گرفتگی عروق، سکته، بیماری قلبی و بیماریهای گوارشی به همراه دارد و اگر تراریخته هم باشد که موجب تومور و سرطان هم میشود.
متأسفانه اکثر روغنهای وارداتی به کشورمان از نوع تراریخته است و دستکاری شده ژنتیک هستند و مسئولانی که اجازه واردات این نوع روغنهای گیاهی را به کشور میدهند مقصر و خائن هستند، در حالی که میتوانیم روغن را از طریق کشت درختان زیتون بدون استفاده از زمینهای مسطح و با کمترین مصرف آب تأمین کنیم و این شدنی است.